Contact center: 0 - Email: info@maryam.im

هر جا برم تو با منی واسم مث جون وتنی
دلت که میگیره فقط حرفتو با من میزنی
هر جا برم کنارمی فرقی نمیکنه کجا
فرقی نمیکنه چقدر فاصله باشه بین ما
چقدردوست دارم خدا
من
چقدر دوست دارم خدا
وقتی که میرقصم تو باد وقتی که میخندم با برگ
وقتی که میشم غرق در احساس بی تکرار مرگ
وقتی که بارون میشی و بی چتر میباری به من
میفهمم از آرامشت حس خوشی داری به من
چقدر دوست دارم خدا
من
چقدر دوست دارم خدا
وقتی که میچینم تو رو مثل یه گندم یا یه سیب
همجنس آدم میشم و پر میشم از حسی عجیب
هر جا که هستم با منی هر جا که باشی عاشقم
خوشحالم از این که واسه این هم صدایی لایقم
هر جا برم کنارمی فرقی نمیکنه کجا
فرقی نمیکنه چقدر فاصله باشه بین ما
من چقدر دوست دارم خدا
من چقدر دوست دارم خدا

رضا صادقی {play}/images/stories/music/dosetdaramkhoda.mp3{/play}

 

ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست ، سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب ، در دل ما چو کهکشان جاری است

تو نسیم خوش نفسی ، من کویر خار و خسم
گر به فریادم نرسی ، من چو مرغی در قفسم
تو با منی اما من از خودم دورم
چو قطره از دریا ، من از تو مهجورم

ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست ، سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب ، در دل ما چو کهکشان جاری است

با یادت ای بهشت من ، آتش دوزخ کجاست
عشق تو در سرشت من ، با دل و جان آشناست

با یادت ای بهشت من ، آتش دوزخ کجاست
عشق تو در سرشت من ، با دل و جان آشناست
چگونه فریادت نزنم ، چرا دم از یادت نزنم در اوج تنهایی
اگر زمین ویرانه شود ، جهان همه بیگانه شود ، تویی که با مایی

ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست ، سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب ، در دل ما چو کهکشان جاری است

{play}/images/stories/music/sayt/Ey Namat.mp3{/play} 

علیرضا افتخاری 

 

اي خدا! اي رازدار بندگان شرمگينت

اي توانائي كه بر جان و جهان فرمانروايي

اي خدا! اي همنواي ناله ي پروردگانت

زين جهان، تنها تو با سوز دل من آشنايي

 

اشك، ميغلتد بمژگانم ز شرم روسياهي

اي پناه بي پناهان! مو سپيد روسياه

بر در بخشايشت اشك پشيماني فشانم

تا بشويم شايد از اشك پشيماني گناهم

 

واي بر من، با جهاني شرمساري كي توانم

تا بدرگاهت بر آرم نيمه شب دست نيازي؟

با چنين شرمندگيها، كي زدست من بر آيد

تا بجويم چاره ي درد دلي از چاره سازي؟

 

ادامه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب: اي خدا

ای مـــــــــــرد

مردانگی ات را با شکستن دل دختری

که دیوانــــه ی توســــت ثابت نکــن

مردانگی ات را با غرور بی اندازه ات به دختری

که عاشق توست ثابت نکن

 مـردانگی اینهـــــــا نیســت

مردانگی را زمانی میتوانی نشان دهی

که دختری با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده

که دختری با تکیه به غرور تو

در این دنیای پر از نامردی قدم بر میدارد ..

داستان زیبا، ملموس و همیشه سبز آن شرلی كه به وسیله نویسنده كانادایی لوسی ماد ‌مونتگمری نوشته شده آنقدر تازه است كه این تصور به انسان دست می‌دهد كه یكی از تین‌ایجرهای یكی دو دهه پیش آن را نوشته باشد،
اما واقعیت این است كه این خانم نویسنده كه ‌بیش از 60 سال از مرگش می‌گذرد آنقدر خوب زندگی را می‌شناخت و می‌توانست شخصیت‌‌پردازی كند كه شخصیتی را شكل داد كه هنوز جوان مانده است.‌
خانم مونتگمری در اولین كتاب از این مجموعه زمانی «آن شرلی» را به خواننده معرفی می‌كند كه او 12 ساله است و به عنوان یك بچه یتیم از سوی پرورشگاه به «گرین گیبلز» فرستاده می‌‌شود. گرین گیبلز كه نام یك مزرعه در جزیره «پرنس ادوارد» كاناداست، به زودی به خانه اصلی ‌‌«آن» بدل می‌شود و خانواده كوچكی كه از یك خواهر و برادر مسن به نام ماتیو و ماریلا تشكیل‌شده او را به عنوان جزیی از خودشان می‌پذیرند.
البته برای این كه این مراحل طی شود باید ‌ماجراهای متعددی را پشت‌سر گذاشت و مهم‌ترین آنها این است كه این خواهر و برادر از آنجا ‌كه نیاز به نیروی كار دارند از پرورشگاه خواسته‌اند تا یك پسر به آنها بدهد و با دیدن «آن» ابتدا ‌تصمیم می‌گیرند او را پس بفرستند و بعد به دلیل احساس تنهایی دخترك كه آن را خیلی راحت ‌بیان می‌كند، او را می‌پذیرند. اینجاست كه «آن» برای اولین بار زندگی در یك خانواده را تجربه ‌می كند و با عشق آشنا می‌شود.‌

ادامه داستان در ادامه مطلب...

ادامه مطلب: داستان آنه شرلی

صفحه1 از8

مطالبی تصادفی

شهریور 25, 1389
بخش ادبی

آنه شرلی

آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشتوقتي روشني چشمهايتدر پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بودبا من بگو از لحظه لحظه هاي مبهم كودكيتاز تنهايي معصومانه دستهايتآيا مي داني كه در هجوم دردها و غم هايتو در گير و دار ملال آور دوران زندگيتحقيقت زلالي درياچه نقره…
مرداد 29, 1391
سخنان عاشقانه

امشب برايت مي نويسم

امشب برايت مي نويسمامشب که شبي است ساکت و زيباچشمانم را مي بندملبخند مي زنملبخند ميزنم به شکوه اين شبکه به ياد توام بازوباز ... و هميشه.مي انديشم آيا لحظه اي هست که به ياد تو نباشم؟مي انديشم به وقت اندوه ...به وقت گريه ...به وقت دلتنگي ...به وقت خنده ...و مي…

یله خودمم

مرداد 24, 1392 977

دریای دل

شهریور 05, 1389 2148
اگر دریای دل آبیست ، تویی فانوس شبهایش اگر حرفی زدم از کل ، تویی مفهوم و معنایش

می خواهم بدانی

خرداد 30, 1391 1202
من می خواهم بدانی ، امروز و هر روز وقتی می گویم دوستت دارم، این فقط یک کلمه نیست با یک…

ورود کاربر

عکس تصادفی از گالری

maryam.im25.jpg

افراد آنلاین

ما 31 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ارتباط با ما

جهت ارتباط با ما :

insta

telegram

email

 

جدیدترین مطالب عاشقانه

برای همسر عزیزم پویا

همسر خوبم فضای سیـنـــه ام را از بوی دل انگیز عشق عطرآگین کردی می‌خواهم تا ابد در کنارم…

بودنت را دوست دارم

بودنت را دوست دارم ! هم جسم و هم روحت را ! روحت را ، وقتي كه "من" را "ما " ميكند .... و…

بهترین مطالب سایت

آنه شرلی

آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشتوقتي روشني چشمهايتدر پشت پرده هاي مه آلود اندوه…

متولدین فروردین

متولدین فروردین، نماد: حمل ویژگی‌ها و خصوصیات‌ کلی‌ متولدین‌ فروردین‌ ماه‌: ماجرا جو و…

عضویت در خبر نامه مریم