Contact center: 0 - Email: info@maryam.im

 

 پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد.

از او پرسید : آیا سردت نیست؟

نگهبان پیر گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.

پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا را برایت بیاورند.

نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود :

ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کنم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد.

 


مطالبی تصادفی

ارديبهشت 11, 1392
اخبار

مریم عزیزم روزت مبارک

خوشحالم از اینکه تو رو دارم از اینکه شدی داروندارم خوشحالم از اینکه با تو هستم عهد زندگیمو با تو بستم دیگه من از خدا چیزی نمیخوام با تو حس میکنم مالک دنیام مهمونت شدم مهمون خونت یار تنهایی و شب آشیونت خوشحالم و آزادم و شادم خوشبختیمونودست تو دادم. مریم عزیزم…
دی 03, 1389
چشمان تو
سخنان زیبا

چشم های تو

چقدر خوب و روشن است نماي چشم هاي تو نميرسد ستاره اي به پاي چشم هاي تو به ماه خيره مي شوم فقط و گريه مي کنم دلم که تنگ ميشود براي چشم هاي تو و هي مرور ميکنم نگاه اول تو را اگر نمي رسد به من صداي چشم هاي تو تو تاکه پلک مي زني به سجده ميرود دلم به پيشگاه اعظم…

ساعتی که فقط عدد 9 دارد

خرداد 06, 1390 1250
عکس ساعتی که فقط عدد 9 دارد!

هرگز نمی توانی ....

آذر 07, 1392 1056
یک بوسه ز لب های تو در خواب گرفتم گویی که گل از چشمه مهتاب گرفتم در برکه اشکم همه دم نقش…

وعده لباس گرم

مرداد 21, 1389 1315
Default Image
پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی…

سختی راه

مرداد 31, 1389 1586
Just Scroll It Down One By One and read to know the Nice & Meaningful Message ادامه…

ورود کاربر

عکس تصادفی از گالری

maryam.im27.jpg

افراد آنلاین

ما 25 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ارتباط با ما

جهت ارتباط با ما :

insta

telegram

email

 

جدیدترین مطالب عاشقانه

برای همسر عزیزم پویا

همسر خوبم فضای سیـنـــه ام را از بوی دل انگیز عشق عطرآگین کردی می‌خواهم تا ابد در کنارم…

بودنت را دوست دارم

بودنت را دوست دارم ! هم جسم و هم روحت را ! روحت را ، وقتي كه "من" را "ما " ميكند .... و…

بهترین مطالب سایت

آنه شرلی

آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشتوقتي روشني چشمهايتدر پشت پرده هاي مه آلود اندوه…

داستان آنه شرلی

داستان زیبا، ملموس و همیشه سبز آن شرلی كه به وسیله نویسنده كانادایی لوسی ماد ‌مونتگمری…

عضویت در خبر نامه مریم