Contact center: 0 - Email: info@maryam.im


خانمی از منزل خارج شد و در جلوی در حیاط با سه پیرمرد مواجه شد. زن گفت : شماها رانمی شناسم ولی باید گرسنه باشید لطفا به داخل بیایید و چیزی بخورید. پیرمردان پرسیدند: آیا شوهرت منزل است ؟ زن گفت : خیر، سرکار است . آنها گفتند: ما نمی توانیم داخل شویم . بعد از ظهر که شوهر آن زن به خانه بازگشت ..

همسرش تمام ماجرا را برایش تعریف کرد. مرد گفت : حالا برو به آنها بگو که من درخانه هستم و آنها را دعوت کن . سپس زن آنها را به داخل خانه راهنمایی کرد ولی آنها گفتند: ما نمی توانیم با هم داخل شویم . زن علت را پرسید و یکی از آنها توضیح داد که : اسم من ثروت است و به یکی دیگرازدوستانش اشاره کرد و گفت او موفقیت و دیگری عشق است . حالا برو و مسئله را با همسرت در میان بگذار و تصمیم بگیرید طالب کدامیک از ما هستید! زن ماجرا را برای شوهرش تعریف کرد. شوهر که بسیار خوشحال شده بود با هیجان خاص گفت : بیا ثروت را دعوت کنیم و منزلمان را مملو از دارایی نماییم . اما زن با او مخالفت کرد و گفت : عزیزم چرا موفقیت را نپذیریم ! در این میان دخترشان که تا این لحظه شاهد گفت و گوی آنها بود گفت : بهتر نیست عشق را دعوت کنیم و منزلمان را سرشار از عشق کنیم ؟ سپس شوهر به زن نگاه کرد و گفت : بیا به حرف دخترمان گوش دهیم ، برو و عشق را به داخل دعوت کن ، سپس زن نزد پیرمردان رفت و پرسید کدامیک از شما عشق هستید؟ لطفا داخل شوید ومهمان ما باشید. در این لحظه عشق برخاست و قدم زنان به طرف خانه راه افتاد. سپس آن دو نفر هم بلندشده و وی را همراهی کردند. زن با تعجب به موفقیت و ثروت گفت : من فقط عشق را دعوت کردم ! دراین بین عشق گفت : اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید دو نفر از ما مجبور بودند تا بیرون منتظر بمانند اما زمانی که شما عشق را دعوت کردید، هر جا که من بروم آنها نیز همراه من می آیند.

هر کجا عشق باشد در آنجا ثروت و موفقیت نیز حضور دارد.

مطالبی تصادفی

خرداد 25, 1389
بخش ادبی

بهلول و کتاب فلسفه

آورده‌اند که روزی بهلول به مسجد رفت چون روز عید بود جمع کثیری آمده بودند بهلول خواست وارد غرفه شود دید دم در کفش‌های فراوانی است و چون قبلآ کفش او را دزدیده بودند ترسید مانند دفعات پیش کفش او را ببرند یا با کفش‌ها عوض شود از این سبب کفش‌ها را در دستمالی…
فروردين 15, 1391
سخنان عاشقانه

برای تو می نویسم

برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است .. تویی که تصور حضورت در سینه بی رنگ کاغذم .. نقش سرخ عشق می زند.. من ،در کویر قلبم از تو بخاطر تو می نویسم ... ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم.... تا مثل باران هر صبح برایت شعر می سرودم ... آری....…

احساس می کنم که خدا قول داده است

اسفند 04, 1389 2335
با بودن تو حال من اصلا خراب نیست می خواهمت و بهتر از این انتخاب نیست احساس می کنم که خدا…

زن متولد بهمن

تیر 01, 1389 666
زن متولد بهمن، نماد: دلو باور کنید نمی توانم او را به خوبی توصیف کنم و بگویم شبیه به…

زندگی در پوست نارگیل

تیر 09, 1389 1007
محققان موفق به یافتن گونه ای از اختاپوسها شده‌اند که با استفاده از ابزاری جالب برای خود…

چشم های تو

دی 03, 1389 3147
چشمان تو
چقدر خوب و روشن است نماي چشم هاي تو نميرسد ستاره اي به پاي چشم هاي تو به ماه خيره مي شوم…

ورود کاربر

عکس تصادفی از گالری

maryam.im28.jpg

افراد آنلاین

ما 73 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ارتباط با ما

جهت ارتباط با ما :

insta

telegram

email

 

جدیدترین مطالب عاشقانه

برای همسر عزیزم پویا

همسر خوبم فضای سیـنـــه ام را از بوی دل انگیز عشق عطرآگین کردی می‌خواهم تا ابد در کنارم…

بودنت را دوست دارم

بودنت را دوست دارم ! هم جسم و هم روحت را ! روحت را ، وقتي كه "من" را "ما " ميكند .... و…

بهترین مطالب سایت

آنه شرلی

آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشتوقتي روشني چشمهايتدر پشت پرده هاي مه آلود اندوه…

داستان آنه شرلی

داستان زیبا، ملموس و همیشه سبز آن شرلی كه به وسیله نویسنده كانادایی لوسی ماد ‌مونتگمری…

عضویت در خبر نامه مریم