Contact center: 0 - Email: info@maryam.im

شب  و سکــــــــــوت و تنهــــــــــــایـی
تنهـــــایـی و مــــن و یــــک خــــواب رویــــایـی
مــــن و تـــــــــو در کنــــار هـــم
تــــو در آغــــوش مـــن
و مـــن غـــــرق در احسـاســـاتـم
سکــــوت سهــــم ایــن لحظـــه هـای عــاشقــانـــه اسـت
چشمــــانم خیــــره بـه چشمـــان تـــــوست
دیـــدن چشــــم هـای زیبـــایت
آرامــش مــن در ایــن لحظــــه هـای عــاشقــانـــه است
مـــات و مبهــــوت دستـــــانت را مـی فشـــارم
تــــو مــرا مـی بــــوسـی
مــــن تـــــو را در آغـــــوشم مـی فشـــارم
ســر بــر روی شــانــه هـای تــــــو مـی گـذارم
سکـــــوت را با صــــدای تــــرانــه اشــــکهـایـم مـی شکنـــــم
تــــو گــــوش مـی کنــی و بـا مــن هــم تــــرانـــه مـی شـــوی
تـــرانـــه ی مــا در هــــوای عشـــــق مـی پیچــــد
عشـــــق بـا تــــرانـــه ی مــا مـی رقصـــد
و مــا بـا رقـــص عشــــــق
مـی رقصیــــم  مـی چـــرخیــم  غــــلت مـی خــــوریـــم
تــــو آرمیــــده ای و مــن بــر بـالای ســرت خمیــــده ام
از دسـت هـای تــــــو
تـا مـــو هـای بلنــــد من کـه بـر روی صــورتت ریختــــه است
چقـــــدر فــاصلــــــه اسـت
فـاصلــــه درد مــــن اسـت
فـاصلــــه سهـــــم دل تنـــــــــگ مــن اسـت
دسـت هـای تـــو بـر روی تــن مــــن مـی چــــرخـد
و مـــن آرام آرام
لمـــس دستـــان تــــو را روی تنــــم حــــس کــــردم
لمـــس دستـــان تـــــو
حــــس یـــک حــادثــــه ی شیــــریـن اسـت
حـادثـــه رویــــایـی ست
کـه مـــن در خـــواب خـــودم مـی بینـــم
خــــواب مـــــن یـــک خــــواب اسـت
آه کـه ایــن خــــواب چقــــــدر شیـــــریـن است

 

بانو ، مَرد نبوده ای تا بدانی ، سرت بر روی بازوانم.

امنیتِ تو نیست.....آرامشِ من است

 

بی تو هیچم

بی تو کویری خشک و علفی هرزم

با تو آبی و آفتابی‌ام

و  غرق رؤیا می‌شوم

با تو همه زمستانهای عمرم بهار می‌شوند و معطر

غرق نور و عشق و تمنا می‌شوم...

ای بهترین و زیباترین مخلوق آفریدگار

شیدای نگاه دلنشین تو، مجنون مهربانیت و مفتون حضور گرمابخش توأم

همه هستی و دار و ندار و زندگی‌ام

بیش از این از دار و ندار من مراقبت کن

در دو چشمش گناه مي خنديد
بر رخش نور ماه مي خنديد
در گذرگاه آن لبان خموش
شعله ئي بي پناه مي خنديد

شرمناك و پر از نيازي گنگ
با نگاهي كه رنگ مستي داشت
در دو چشمش نگاه كردم و گفت:
بايد از عشق حاصلي برداشت

سايه ئي روي سايه ئي خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
نفسي روي گونه ئي لغزيد
بوسه ئي شعله زد ميان دو لب

 

امشب برايت مي نويسم
امشب که شبي است ساکت و زيبا
چشمانم را مي بندم
لبخند مي زنم
لبخند ميزنم به شکوه اين شب
که به ياد توام باز
وباز ... و هميشه.
مي انديشم آيا لحظه اي هست که به ياد تو نباشم؟
مي انديشم به وقت اندوه ...
به وقت گريه ...
به وقت دلتنگي ...
به وقت خنده ...
و مي بينم
که يادم چه وفادار بوده به يادت.
امشب برايت مي نويسم
امشب که به اندازه يک سرزمين
بين مان فاصله است
امشب که از روحم به من نزديکتري
مينويسم که دوستت دارم.
آه خدايا!
اين دوست داشتن را چقدر دوست دارم

زیر مجموعه ها

مطالب عاشقانه،سخنان عاشقانه ،شعر های عاشقانه ،داستان های عاشقانه ،اس ام اس های عاشقانه ،متن های انگلیسی عاشقانه ،اس ام اس های انگلیسی عاشقانه ،عکس های عاشقانه ،راز های زندگی و ازدواج ،رمان هاي عاشقانه

مطالب عاشقانه،سخنان عاشقانه ،شعر های عاشقانه ،داستان های عاشقانه ،اس ام اس های عاشقانه ،متن های انگلیسی عاشقانه ،اس ام اس های انگلیسی عاشقانه ،عکس های عاشقانه ،راز های زندگی و ازدواج ،رمان هاي عاشقانه ،matalebe asheghane،matalebe-asheghane،sokhanane-asheghane،dastanhaye-asheghane،sms haye asheghane،matnhaye asheghane،matnhaye englisi asheghane،smshaye englisi asheghane،akshaye-asheghane،razhaye-zendegi،ezdevaj،romanhaye-asheghane,roman

اس ام اس های عاشقانه

صفحه8 از14

مطالبی تصادفی

مهر 27, 1389
Default Image
داستان كوتاه آموزنده

داستان:قدرت اندیشه

پیرمردی تنها، در مینه سوتا زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود. پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد. پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال…
خرداد 01, 1389
Default Image
سخنان زیبا

آموخته ام که

آموخته ام که با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.…

عشق واقعی

خرداد 14, 1389 1328
Default Image
زمانی که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه…

آدم هـاي سـاده

بهمن 08, 1391 1138
آدم هـاي سـاده را دوسـت دارم هـمـان هـا كـه بـدي هـيـچكـس را بـاور نـدارنـد همـان ها كـه…

بلندترین موزه هنری دنیا

خرداد 15, 1389 834
مترو استکهلم (بلندترین موزه هنری دنیا) این موزه در 90 ایستگاه از مجموع 100 ایستگاه مترو…

دو فنجان قهوه

ارديبهشت 03, 1391 1460
maryam.im
پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود راروبروی دانشجویان…

ورود کاربر

عکس تصادفی از گالری

maryam.im25.jpg

افراد آنلاین

ما 104 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ارتباط با ما

جهت ارتباط با ما :

insta

telegram

email

 

جدیدترین مطالب عاشقانه

برای همسر عزیزم پویا

همسر خوبم فضای سیـنـــه ام را از بوی دل انگیز عشق عطرآگین کردی می‌خواهم تا ابد در کنارم…

بودنت را دوست دارم

بودنت را دوست دارم ! هم جسم و هم روحت را ! روحت را ، وقتي كه "من" را "ما " ميكند .... و…

بهترین مطالب سایت

آنه شرلی

آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشتوقتي روشني چشمهايتدر پشت پرده هاي مه آلود اندوه…

داستان آنه شرلی

داستان زیبا، ملموس و همیشه سبز آن شرلی كه به وسیله نویسنده كانادایی لوسی ماد ‌مونتگمری…

عضویت در خبر نامه مریم