Contact center: 0 - Email: info@maryam.im


دو دوست از جاده ای در

بیابان عبور می کردند بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا

کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از آنان از سر خشم به

صورت دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود

سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی به او بگوید روی

شنهای بیابان نوشت ، امروز بهترین دوستم بر چهره ام

سیلی زد .

آن دو به راه خود ادامه دادند تا به آبادی رسیدند . تصمیم

گرفتند که قدری آنجا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند

ناگهان شخصی که سیلی خورده بود لغزید و در برکه افتاد.

نزدیک بود غرق شود

که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد .

بعد از اینکه از غرق شدن نجات یافت روی صخره

ای این جمله را حک کرد : امروز بهترین دوستم جان مرا

نجات داد . دوستش با تعجب پرسید : بعد از اینکه من با

سیلی تو را آزردم ، تو آن جمله را روی شنهای صحرا

نوشتی ولی حالا این جمله را روی صخره حک می کنی ؟

دوست لبخندی زد و گفت : وقتی کسی ما را آزرده کرد

خاطره اش را باید روی شنهای صحرا بنویسیم تا بادهای

بخشش آنرا پاک کنند ولی وقتی محبتی در حق ما می

شود باید آنرا روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را

از یادها ببرد

 

 

 

 


 دلم برای کسی تنگ است

                          که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد ،

دلم برای کسی تنگ است

                          که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند ،

دلم برای کسی تنگ است

                          که تنم آغوشش را می طلبد ،

دلم برای کسی تنگ است

                          که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند ،

دلم برای کسی تنگ است ،

                                    دلم برای تو تنگ است




چطور می تونی به بارون بگی نباره وقتی که ابرها هستند. چطور می توی به برگ بگی نریزه وقتی که باد هست. چطور می تونی به من بگی عاشق نشم وقتی که تو هستی

---------------------------------------------------------------------

تمام لذتهای دنیا واسه وقتیه که اصلا انتظارشو نداری. پس حالا که انتظارشو نداری بهت میگم: دوست دارم عزیزم!!

---------------------------------------------------------------------

دوثت دارم... دوصت دارم... دوسط دارم... دوثط دارم... دوصط دارم... دوست دارم، خلاصه همه جوره دوست دارم!

---------------------------------------------------------------------

دیروز تو کلاس ریاضی داشتم به تو فکر می کردم، اما هر چی فکر کردم نتونستم حساب کنم که چقد دوستت دارم

---------------------------------------------------------------------

صفحه6 از6

مطالبی تصادفی

مهر 01, 1389
بخش ادبی

عاشق باش ،عاشقی پاک

مستقیم به چشمان کسی که دوستش داری، نگاه کن همیشه گرم ،صمیمانه ومحکم دست بده از بیان کلمه ی"نمی دانم" نهراس از زندگی توقع عدل وانصاف نداشته باش در سلام کردن به دیگران پیش قدم باش همیشه پذیرای دستی باش که به سوی تو دراز می شود بدان که تو لیاقتش رو داری عاشق باش…
ارديبهشت 23, 1391
ruzat-mobarak-maryam
اخبار

روزت مبارک

نام تو رازی نوشته بر بال پروانه هاست گلها همه به نام تو مشهورند آیینه های از انعکاس نام تو می خندند و من تنها برای تو می گویم زندگی کن تا زنده بمانم روزت مبارک

وعده لباس گرم

مرداد 21, 1389 1315
Default Image
پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی…

عید غدیر مبارک

آذر 03, 1389 1230
خورشید چراغکی ز رخسار علیست مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست هرکس که فرستد به محمد صلوات…

داستان بی نهایت زیبای خلقت زن

اسفند 17, 1389 2379
داستان بی نهایت زیبای خلقت زن از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می گذشت. فرشته…

زیـبـا تـریـن لـبـاس

مرداد 18, 1391 1231
زیـبـا تـریـن لـبـاسـی کـه مـیـتـونـه زن را بـپـوشونـه.. بـازوان مـردیـسـت کـه دوسـتـش…

ورود کاربر

عکس تصادفی از گالری

maryam.im35.jpg

افراد آنلاین

ما 89 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ارتباط با ما

جهت ارتباط با ما :

insta

telegram

email

 

جدیدترین مطالب عاشقانه

برای همسر عزیزم پویا

همسر خوبم فضای سیـنـــه ام را از بوی دل انگیز عشق عطرآگین کردی می‌خواهم تا ابد در کنارم…

بودنت را دوست دارم

بودنت را دوست دارم ! هم جسم و هم روحت را ! روحت را ، وقتي كه "من" را "ما " ميكند .... و…

بهترین مطالب سایت

آنه شرلی

آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشتوقتي روشني چشمهايتدر پشت پرده هاي مه آلود اندوه…

داستان آنه شرلی

داستان زیبا، ملموس و همیشه سبز آن شرلی كه به وسیله نویسنده كانادایی لوسی ماد ‌مونتگمری…

عضویت در خبر نامه مریم